هر انسانی متحیر میگردد به هنگامی که کتاب «اخلاق»، اثر اسپینوزا را باز میکند و بهجای اخلاق، با متافیزیک روبهرو میشود. در قرون شانزدهم تا هجدهم، آنچه مسئله بود «روش» بود و پرسش اصلی این بود که با چه روشی میتوان به دانش دست یافت؟ مطمئنترین روش برای دانشمندان آن زمان، ریاضیات بود. ریاضی بهعنوان علمی بیخطا مطرح بود که نتایجش ضروری، جهان شمول و تغییرناپذیر بود. اسپینوزا نیز محو این اتقان ریاضیات بود. او تحت تأثیر دکارت و فضای زمانهاش عنوان کتابش را اینگونه نوشت: «اخلاق، که با نظم هندسی نمایش داده شده است». اما چرا بیشتر کتاب به مباحث متافیزیکی، مانند جوهر، ماهیت خدا، ماهیت انسان، رابطۀ ذهن و واقعیت و از این دست مباحث میپردازد درحالیکه نام کتاب «اخلاق» است؟ پاسخ همان «روش هندسی» است. در ایدهآل روشی اسپنوزا باید پلهپله اصول موضوعه را کشف کنیم و از آنها اصول بعدی را استنتاج کنیم و این برای اخلاق به این معناست که ابتدا باید مبانی متافیزیکی را مشخص کنیم تا از آنها بتوانیم اصول اخلاقی را استنتاج کنیم.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .